پیش تر از بردگان میخواندم
از پنیر در قفس میخواندم
روی برگرداندم از احوالشان
از مرارت ها و ذلت هایشان
تا در آوردم سر از افکارشان
توبه کردم خواندنِ گزارشهاشان
برده داری گر گناه اعظم است
برده بودن صد برابر بدتر است
کفر کافر به ز کفر زاهد است
سجده هم ،از بی اختیاری باطل است
خوش نباشد بر من روشن طلب
راستانِ برده ی سلول پرست
بشنو ای انسان که تو آزاده ایی
با غل و زنجیر تو بیگانه ایی
خالق هفت آسمان و هفت بهشت
بنده ی بنده شدن آیا نوشت ؟
گوهر انسان همان آزادگی ست
غیر این باشد همه درماندگی ست
گر بیابیم بردگی خبط و خطاست
لطف خالق شامل احوال ماست
برچسب:
نویسنده: مانی خلیلی