حس محض - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 12:03
من هرشب پشت آسمان پر ستاره ی چشمت دراز میکشم و میخوابم چشمانم را بی ترس می بندم هر طلوع چشمانم را نوازش کن نوازشت رواق چشم من است هر صبح با نفس کشیدن عطر بهار نارنج کنار اتاقم از نو عاشقت میشوم همین دوست داشتن محض همین حس دل انگیز تنها چیزی ست که از تو برایم مانده دیدن رقص جوهر روان نویس
باید بدانیم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 12:03
کائنات سوای انرژی، ادب و تربيت هم دارند و جالبتر اینکه دارای شعور واحد هستند .باید بدانیم ما انسانها هستيم که چرخه ی شعور و ادب کائنات را دچار اختلال میکنیم و نا همگونی به بار می آوریم .این پهنه ی پر از رمز و راز و این جهان پر نور قدردان استفاده های ماست .اما بدین معنا نیست که آسیب را بپذیرد ،در واق
تناقض - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 12:03
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست همه شهر به دلدادگی ام می خندند که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست «تو به من گفتی ازین عشق حذر کن» ... آری و تو گفتی که ره عشق تو سخت ست، که نیست مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم که دلم بند نفس های کسی هست که نیست ... پ.
فصل تو - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 12:03
هیچ فصلی از کتابهایِ ریاضی نتوانست بینهایت را به من بفهماند! تا اینکه به فصل دوست داشتنت رسیدم + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:50 توسط مریم خلیلی |
قرار ما - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 12:03
قرارمان همین حالا زیر شکوفههای شعر... آنجا که واژهها برای تو گل میکنند! آنجا که حرفهای زمین افتادهام دوباره سبز میشوند قرارمان زیر چشمهای تو! آنجا که شعر نم نم شروع میشود... + نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 9:11 توسط مریم خلیلی |